en_US
en
off
Mobile View
Desktop View
 

میگالایف فلم اولین کانال سینمایی در افغانستان

ثبت و ریجستر

 
 
 

سینما افغانستان


Afghanistan cinema

 
 

كتاب يخ شكن ها 

كتاب دوازده ستون 


بیندیشید و ثروتمند شوید

 رمز موفقیت در نتورک مارکتینگ

اهمیت ذهمیت مثبت

هفت عادت مردمان موثر

هجده رهنمایی بازاریابی شبکه ای

چگونه يک
سوپر استار بازاریابی شبکه ای شویم

وقتی در نظر دارید که تغیر در زندگی تان ایجاد کنید

راز موفقیت انتوني رابینز

نکاتی در رابطه به اعتماد به نفس

مراحل شکست از دیدگاه رندی کیج

ادب از کی آموختی از بی ادبان 

مدیر یک دقیقه ای

راز سعادت

راهنماي بازاريابي شبكه اي







معلومات سینمایی
7780

تاریخ سینما ۱۲۰ سال قدمت دارد، از آخرین سالهای قرن ۱۹ تا آغاز قرن ۲۱. تصاویر متحرک بتدریج از کار و آنهای شادی شروع شد و تا آنجا پیشرفت کرد که یکی از مهمترین ابزار ارتباطات و تفریحات و رسانه پرتعداد قرن ۲۰ شد. تصاویر متحرک فیلمها تحت تأثیر سه عامل هنر، تکنولوژی و سیاست بوده است

تاریخ سینما


در سال ۱۸۷۸ میلادی، ادوارد مایبریج با حمایت مالی للاند استانفورد که سیاستمدار و مؤسس دانشگاه استنفورد بود موفق به عکسبرداری پشت سر هم از اسپ به نام سالی گاردنر شد. این عکسهای متوالی توسط ۲۴ دوربین پشت سر هم برداشته شد. آزمایش فوق در ۱۱ ژوئن در مزرعه پالو آلتو و با حضور نشریات برگزار شد. دوربین‌ها به موازات حرکت اسپ در یک مسیر مستقیم قرارداده شد و شاتر هر دوربین بوسیله سیمی که با سم اسپ در ارتباط بود کنترل می‌شد. هر تصویر در یک هزارم ثانیه برداشت می‌شد


فلم بعدی که تجربه شد منظره باغ روندهای بود که در ۱۴ اکتبر ۱۸۸۸ میلادی بوسیله لوئیس پرینس در لیدز، ایالت یورکشایر غربی انگلیس ساخته شد؛ لذا انگلیسی ها بعنوان اولین کسانی که به تصویر متحرک دست یافته‌اند شناخته می‌ شوند

در ۲۱ ژوئن ۱۸۸۹ میلادی، ویلیام گرین حق امتیازی به شماره ۱۰۱۳۱ برای دوربین کرونوفوتو گرافیک اش گرفت. ظاهراً دوربین او قادر به گرفتن ۱۰ عکس بر روی فلم سلولولید سوراخ دار بوده است. گزارشی از این دوربین در روزنامه عکسی انگلستان در تاریخ ۲۸ فوریه ۱۸۹۰ میلادی منتشر شد. گرین یک سری تصویر از قضیه را برای توماس ادیسون یعنی کسی که در آزمایشگاهش دستگاهی به نام کینتو سکوپ را ساخته بود ارسال کرد. این گزارش بار دیگر در مجله Scientific American در تاریخ ۱۹ آوریل همان سال به انتشار رسید. گرین در سال ۱۸۹۰ مکانی برای نمایش تهیه کرد اما سرعت پایین نمایش عکسها باعث

.عدم توجه چشم گیری به آن شد

ویلیام کندی لاری دیکسون، که همکار ادیسون در لابراتوارش بود توانست با ساخت نواری از جنس سلولولید برای خودش اعتباری کسب کند. آنها برای تولید فلم استودیویی به نام بلک ماریا ساختند. (به علت شباهت ساختمان استودیو با ماشین مخصوص حمل مجرمین که نامش

(بلک ماریا بوده است

کینتوسکوپ با موفقیت در کل اروپا منتشر شد اما ادیسون هرگز این وسیله را خارج از آتلا نتیک ثبت نکرد. این امر باعث شد تا از روی این دستگاه تقلید هایی صورت گیرد، مثل دوربینی که بوسیله مخترع انگلیسی رابرت و پائول و بیرت اکرس شریکش ساخته شد

پائول عقیده بر نمایش تصاویر متحرک برای گروهی از تماشا چیان عمومی به جای بینندگان خاص را داشت، از این رو یک فلم پروژکتور تولید کرد، اولین نمایش خودش را در ۱۸۸۵ انجام داد. در حول و حوش همین زمان، در فرانسه، آگوست و لوئی لومیر سینما توگراف را اختراع کردند، یک دستگاه قابل حمل که سه قطعه دوربین، چاپگر و پروژکتور را در یکجا جا

.داده بود

آنها به زودی با فیلمهای واقع گرایانه خود به اصلی‌ ترین تولید کنندگان اروپا تبدیل شدند، کارهایی مثل: کارگران در حال خروج از کارخانه لومیر و کارهای خنده آوری مثل آبیار آبیاری می‌ شود (هر دو در سال ۱۸۹۵) ساخته شده‌ اند. در واقع اولین فلم تاریخ سینما ورود لوکوموتیو بخار به ایستگاه لسیوته است. لومیرها پدر سینمای مستند هستند. اولین نمایش عمومی فلم موشن پیکچرز در اروپا، متعلق به ماکس و امیل اسکلادا نوسکی بود که با دستگاه آپاراتوس

.شان بایو سکوپ که یه دستگاه بدون لرزش بود از ۱ تا ۳۱ نوامبر ۱۸۹۵ انجام شد

در می همان سال در امریکا، اوژن آگوستین لائوست دستگاه ایدلوسکوپ را برای خانواده لاتهم طراحی کرد. در این دوران فیلمها کمتر از ۱ دقیقه بودند و اغلب یک صحنه واقعی یا نمایشی را از یک اتفاق عمومی یا ورزش یا بزن و بکوب را نمایش می‌دادند. هنوز از دستکاری در فیلم خبری نبود: نه تدوینی و اکثراً بدون حرکت دوربین و صحنه مستقیم. شاخصه تازگی تصاویر متحرک خود به تنهایی کافی بود تا یکی از بزرگترین اتفاقات قرن اخیر باشد

تولد سینما

دوران صامت

نوشتار اصلی: فلم صامت

در دوران صامت پیوند تصویر با صدای همزمان برای مبدعین این امر ممکن نبود، در واقع روشی برای این کار تا اواخر ۱۹۲۰ پیدا نشده بود. از این جهت در ۳۰ سال اول عمر سینما، فلم‌ها صامت بودند هرچند که با موسیقی زنده و حتی گاهی هم جلوه‌های صوتی محیطی و حتی تفسیرهایی که توسط نمایش دهنده فلم ارائه می‌شد همراه بود

تاریخ سینما از ۱۸۹۵ تا ۱۹۰۶

۱۱ سال اولیه عمر تصاویر متحرک سیر تحول سینما از یک ابداع تازه به یک تفریح عمومی و همگانی بود. خود فلم‌ ها تحولی را از فلم‌های تک شات که کاملاً توسط یک نفر و تعداد محدودی همکار ساخته می‌ شد به فلم‌ های چند دقیقه‌ ای و چند شاته، که توسط کمپانی‌ های بزرگ با قواعد صنعتی ساخته می‌ شد را نشان می‌ دهد

تجارت فلم تا ۱۹۰۶

اولین نمایش تجاری فلم در ۱۴ آوریل ۱۸۹۴ در اتاقک کینتوسکوپ صورت گرفت. مشهود است که ادیسون در پی اختراع سیستم صوتی فلم بوده، اتفاقی که تا ۱۹۲۷ و در فلم خواننده جاز صورت نگرفت. در ۱۸۹۶ فهمیدند که در صورت نمایش برای افراد بیشتر پول بیشتری حاصل خواهد شد. از این رو کمپانی ادیسون پروژکتوری که توسط آرمات و ژنکینز ساخته شده بود و نامش فانتسکوپ بود را گرفتند و به ویتاسکوپ تغییر نام دادند


[نویسندگی خلاق]

هدف از نوشتن، انتقال اندیشه یا احساس به خواننده است. اندیشه واحساسی که نویسنده آن را دریافته وفکرمی کند لازم است دیگران نیزآن را دریابند.آن که مضمونی بدیع و تازه ای در ذهن ندارد، نویسنده نیست وآن که ذهنش توان آفریدن معنای تازه را دارد اما هنرخوب بیان کردن ونوشتن را ندارد، نیز نویسنده نیست. پس نویسنده کسی است که ذهن خلاق و آفریننده دارد و می تواند زیبا ترین جامه ی بیان رابرقامت اندیشه هایش بپوشاند و به دیگران عرضه کند
عناصراصلی نویسندگی، خوب دیدن و خوب شنیدن، خوب فکر کردن و خوب بیان کردن است. با خوب دیدن و خوب شنیدن، سوژه و موضوع به دست می آید. با اندیشه ی درست، استخوان بندی اجزای مطلب درست می شود و آن گاه نوبت به زیبایی های بیانی می رسد. پس ما از موضوع شروع می کنیم

 

آموزش مهارت های نویسندگی

موضوع یا سوژه


سوژه همان اندیشه اولیه و نطفه آغازین است. جرقه ی در ذهن نویسنده که حالت کشف و الهام دارد. به عبارت دیگر موضوع ، همان رشته ای است که ازآغاز تا پایان نوشته حضوردارد و امتداد می یابد. دیگر عناصر و مصالح نوشته مانند دانه های تسبیحی هستند که دراین رشته کشیده می شوند تا نتیجه نهایی مورد نظر نویسنده به دست بیاید
در واقع موضوع، جمله ای است که چکیده تمام مقاله است و مقاله، بسط و گسترش یافته ی همان جمله است. چنان که یک جمله می تواند توضیح و شرح یک کلمه باشد. مثلا کلمه ی « آوارگی » موضوع مقاله شماست. شما پیرامون آن چندین صفحه اظهارنظر و استدلال می کنید. می توان چکیده مقاله شما را دریک جمله بیان کرد و گفت: آوارگی چنین پیامد های منفی یا مثبت دارد

یافتن سوژه
یافتن موضوع بکروند مناسب از دغدغه های همیشگی نویسند گان وهنرمندان است. نویسنده حرفه ای کارخود را با یافتن موضوع مورد علاقه ی خود آغاز می کند. برای یافتن موضوع یا سوژه باید ذهن حساس وتأثیر پذیر و همیشه فعال داشته باشیم. با داشتن ذهن تربیت یافته و خلاق ، همیشه می توانیم موضوعات بکروند جذاب را به دست آوریم . می توانیم ازهرحادثه ای برای پیدا کردن سوژه های تازه استفاده کنیم. پس بگذارید هرروز برای شما آبستن الهام، اندیشه و تخیلات تازه و جالب باشد
ذهن نویسنده باید همیشه آماده دریافت موضوعات جدید باشد. آدم های زیادی برلب جوی نشسته اند وعبورآب جاری را تماشا کرده اند اما تنها حافظ به کشفی رسیده است
برلب جوی نشین و گذرعمر ببین
کین اشارت زجهان گذران ما را بس چه کسی از ما افتادن میوه های رسیده ، از درخت را تماشا نکرده است؟ این ذهن آماده و خلاق نیوتن بود که از افتادن یک سیب از درخت ، قانون جاذبه ی زمین را کشف کرد
نویسنده باید همیشه و همه جا نویسنده باشد. با دید دقیق و چشمان تیز به جامعه، طبیعت و هستی و... خیره شود. اندیشه های آنی و فرّار را در دفترچه ای به بند بکشد. ودر زمان مناسب از آن ها استفاده کند
در اطراف ما موضوعات بسیاری برای نوشتن وجود دارد. ذهن مامعمولا آماده ی پذیرش آن ها نیست. وقتی ذهن به چیزی عادت کرد در واقع دیگرآن چیز را نمی بیند. برای همین است که خاطرات و چشم دید های کودکی ما تا آخرعمرمان فراموش نمی شوند. چون آن ها را بار اول می بینیم وهنوز به آن ها عادت نکرده ایم. درجای که سال ها زندگی کرده ایم هیچ چیزجدیدی به چشم ما نمی آید
هنر، یعنی دیدن چیزهای تازه. چنان که برخی ا زصاحب نظران هنررا چنین تعریف کرده اند: « هنر، دیدن چیزهای است که دیگران نمی بینند وسپس بیان آن ها به شکلی که دیگران هم بتوانند آن چیزهاراببینند

برای یافتن سوژه های تازه باید

برداشت ها، تعریف ها و ذهنیت خود مان را نسبت به هستی و زندگی تغییر بدهیم . زندگی و هستی آن چیزی نیست که ما به درک و دیدن و دریافت آن عادت کرده ایم. هستی و زندگی
هرلحظه وهرآن درحال دگرگونی شدن است
 اندوختن تجربه های زندگی. دو گروه از انسان ها زندگی را به درستی درک نمی کنند؛ یکی کسانی که از زندگی فا صله می گیرند و درکنار و گوشه های زندگی عمر می گذرانند. آن ها به تنهایی و انزوا پناه می برند. دیگری انسان های که درمتن زندگی غرق می شوند. آن ها از فهم و درک معنای زندگی عاجز می مانند. زیرا نمی دانند که چکار می کنند
کسی می تواند از زندگی، تجربه ذخیره کند که با دیگران و مانند دیگران زندگی کند و درعین حال درآن غرق نشود. هرچند گاهی لازم است از زندگی فاصله بگیرد و به تماشا و مطالعه آن بپردازد. زندگی آگاهانه، عمیق و کیفی می تواند برای شما تجربه های ارزشمندی به ارمغان بیاورد. جماعت گرایی و خلوت گزینی هر دو برای نویسنده لازم است، به این شرط که هردو آگاهانه باشد
 مطالعه ی کتاب های جدید، ارتباط با دوستان تازه، خصوصا با افراد باتجربه و سرد وگرم چشیده برای نویسنده بسیارمفید ولازم است
 خواندن دائم ونوشتن همیشگی و برنامه ریزی شده می تواند استعداد نویسنده را درجنبه های مختلف تعالی ببخشد. اما تأکید بر خواندن و نوشتن بابرنامه و کیفی و حرفه ای می باشد
مناسب ترین منبع برای یافتن موضوع، زندگی اجتماعی است که هر روز پذیرای فراز و فرود های بسیاری است. از تجربه های تلخ و شیرین خود و دیگران در زندگی، و اندیشه ها و احساسات خویش برای یافتن موضوع مناسب می توانیم یاری بگیریم

ویژگی های یک سوژه خوب
اکنون خصوصیات یک سوژه یا موضوع خوب را فهرست می کنم

ساده و روشن باشد و به قول معروف جامعیت ومانعیت داشته باشد. مطلب ازنقطه ای

آغاز شود که دروازه موضوع باشد. مطالب خارج ازموضوع نباید وارد موضوع شود. حد و مرزمشخص و تعریف شده ای داشته باشد. و به روشنی ازموضوعات مشابه خودش جدا گردد
 سوژه باید قابل گسترش باشد. نویسنده بتواند آن را بسط و گسترش بدهد
 تازه وبکر باشد. نویسنده باید به زندگی چون رود خانه ای پایان ناپذیرنگاه کند. دریا ای که ازعمق زمین می جوشد وهمیشه تازه است. وهرگزکسی نمی تواند درآن دو بار شنا کند. به گفته ی بزرگمهر: همه چیزرا همگان دانند وهمگان هنوز از مادر زایده نشده اند. باید به هرچیزی با این نظرنگاه کنیم که درآن چیز، جنبه ای تازه و بیان ناشده ای وجود دارد که ما باید آن را کشف کنیم
از طرفی امروزه سوژه ی که کاملا بکر باشد کم پیدا می شود. هرموضوعی را که شما پیدا کنید، آن را دیگران پیش ازشما کارکرده اند. باکی نیست. اگرما به آن موضوع با دید تازه بنگریم و زاویه ی دید ما نوباشد و نیز آن را با پرداخت تازه و بیان نوارائه بدهیم در واقع موضوع تازه ای را به خواننده ومخاطب خودمان ارائه داده ایم. دراین صورت مقاله ی ما تازگی و جذابیت یک سوژه تازه را برای خواننده خواهدداشت
 سوژه بایددرحیطه آگاهی و دانش نویسنده باشد
نویسنده آن را درذهن خود، حلاجی کرده و ازمسیراحساسی آن عبورکرده باشد. داشتن اطلاعات لازم و کافی و تسلط بر موضوع ازشرائط یک سوژه خوب و قابل گسترش است. معلومات در باره سابقه موضوع و کارهای دیگری که در باره آن موضوع انجام گرفته است، به نویسنده کمک می کند تا درباره موضوع ، زاویه جدیدی پیدا کند و مطالب دیگران را تکرارنکند
 سوژه باید مورد توجه وعلاقه ی خواننده قراربگیرد و درارتباط با ابعا در وحی و روانی انسان باشد
خواننده بتواند به راحتی با موضوع ارتباط فکری وعاطفی برقرارکند. اگرشما یک سوژه مرده را انتخاب کنید، سوژه ای که به یکی از گرفتاری های زمانه ی ما و یا همنوعان ما ارتباط پیدا نمی کند و یا به هرنحوی چیزی به خوا ننده نمی آموزد که به کار زندگی او بخورد،البته که مورد استقبال خواننده قرارنخواهد گرفت. هم چنین است اگرسوژه شما به مسائل خصوصی وشخصی افراد یا گروه های خاص مربوط باشد و دائره ی تنگ ومحدودی را در بر بگیرد، مخاطبان اندکی خواهد داشت. هرچه موضوع عام تر و انسانی ترباشد، خوانندگان بیشتری مایل به خواندن آن خواهند شد
- سوژه باید که با ور پذیر باشد. نویسنده بتواند با استدلال و دادن نظم معقول، آن را برای خواننده قابل قبول سازد
- سوژه باید که مورد علاقه نویسنده نیزباشد و تأثیرفکری وعاطفی برخود او گذاشته باشد
مدام که سوژه برخود نویسنده تأثیرنکرده باشد، نمی تواند نوشته ی پرشور، دل نشین ، احساس برانگیز و تأثیرگذار بوجود بیاورد. زیرا نویسنده درکارخود تلاش می کند تاچیزی را ازاندیشه و احساس خود برای خواننده انتقال دهد. چنان چه خود او آن مضمون را نچشیده باشد و از آن تأثیرنپذیرفته باشد، نمی تواند بردیگری تأثیربگذارد. دراین صورت نوشته حالت مکانیکی وخشک و بی روح پیدا می کند

سینما آخرین هنر و به عبارت دیگر هفتمین هنر است . شش هنر دیگر عبارتند از : تئاتر ، نقاشی ، مجسمه سازی ، معماری ، موسیقی و رقص . در این میان سینما تنها هنری است که نه تنها شش هنر دیگر را به خدمت گرفته بلکه به گونه ای توانسته آنها را اعتلا نیز ببخشد. همچنین سینما صنعت ، فن و تکنیک را نیز به خدمت گرفته و در متن خود دارد

هفت هنر

تعريف سينما

سینما شاخه‌ای از هنر است که در آن یک داستان به وسیله دنباله‌ای از تصاویر متحرک که بر روی نوار سلولوئید ثبت می شوند، نمایش داده می‌شود. یک نمایش‌ سینمایی که فلم سینمایی نامیده می‌شود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعه‌ای از عکس های متحرک) و صدا (گفتگو، موسیقی و...) تشکیل شده‌است. سینما جدید ترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومی‌ ترین و محبوب‌ ترین تولیدات سرگرمی و هنری را ارایه می‌ کند

 
 

قواعد اساسی کارگردانی

اصول قاب‌بندی، ریتم، تداوم حرکت، صدا و تصویر از جمله قواعدی هستند که کارگردان برای دکوپاژ به کار می‌گیرد. این قواعد هنری بر خلاف اصول علوم طبیعی چندان ثابت و غیرقابل تغییر نیستند بلکه حاصل تجربیات و ترجیحات کارگردانان پیشین بوده و بر اساس نوع نگرش و سبک هنری فیلم‌ساز، متغیر می‌باشند

از جمله مهمترین فیلم‌سازان تأثیر گذار که برای نخستین بار تئوری فیلم‌سازی را شکل دادند می‌توان از جنبش مونتاژ شوروی وسولد پودوفکین و سرگئی آیزنشتاین دو فیلم‌ساز روس نام برد. پودوفکین با آزمایش‌های مونتاژی خود سعی کرد نشان دهد که با امکانات مونتاژ می‌توان واقعیت را جعل کرد. در این نوع مونتاژ معمولاً ایدئولوژی و اصول فیلم‌ساز به عنوان اصل قرار گرفته و سعی در نمایش آن می‌شود. در شیوهٔ پودوفکین، فیلم یک رویداد تاثیرگذارتر و جاندارتر از خود رویداد واقعی به نظر می‌رسد. برای همین پودوفکین نوع نگاهش را به سینما مونتاژ انفجاری نامید

آیزنشتاین بر خلاف پودوفکین بر این باور بود که مونتاژ وصل کردن منطقی نماها نیست تا داستانی تعریف شود. بلکه تدوین، تصادم نماهاست. آیزنشتاین نه در جستجوی بیننده‌ای منفعل بلکه در جستجوی بیننده‌ای خلاق بود. بیننده‌ای که بتواند در تکمیل اثر هنری نقشی فعال ایفا نماید و به سفید خوانی اثر هنری بپردازد. منظور از سفید خوانی معنایی است که بیننده از طریق تجزیه و تحلیل فیلم، به آن می‌افزاید؛ معنایی که به ظاهر در فیلم موجود نیست اما به وسیله تحلیل فیلم می‌توان به آن پی برد. آیزنشتاین معتقد بود برای رسیدن به سینمایی تأثیر گذار می‌توان از عناصر زیر در مونتاژ تصاویر استفاده کرد

دستیار کارگردان

کسی که کارگردان را در انجام کارهایش یاری می‌کند و برخی از وظایف او را انجام می‌دهد، از جمله، برنامه‌ریزی فیلم برداری، نظم دادن به امور حمل و نقل، هماهنگی با گروه‌های مختلف و فراخواندن افراد مورد نیاز به مکان فیلم برداری، حفظ نظم و آرامش در سر صحنه فیلم برداری، کنترل بودجه و انجام هر کار دیگری که کارگردان بر عهده او بگذارد. گاه در فیلمی به وجود بیش از یک دستیار احتیاج می‌شود و حضور دستیار دوم یا سوم هم لازم می‌شود، به ویژه در پروژه‌های بزرگ


یکی از وظایف کارگردان است که شامل تصمیم‌ گیری در مورد محل استقرار دوربین در صحنه، نوع نورپردازی، اندازه تصویر، زاویه دوربین، نوع حرکت دوربین، تعداد تصاویری که برای نمایش یک موقعیت لازم است، نوع اتصال نماها به یکدیگر، هر صدایی که قرار است در صحنه شنیده شود (هر صدایی غیر از دیالوگ‌ها) و باقی جزئیاتی است که به فرایند تصویری شدن فلمنامه (سناریو) مربوط می‌ شود

این وظایف که شاید نیمی از وظایف کارگردان باشد، باید پیش از فلم برداری انجام شود و نتیجه آن در فلم نامه دکوپاژ شده مشخص باشد. کارگردان‌ها ممکن است هنگامی که به مرحله فیلم برداری می‌رسند برخی از جزئیاتی را که قبلاً تعیین کرده بودند با توجه به شرایط تغییر دهند، ولی معمولاً بر اساس فیلم نامه دکوپاژ شده‌ ای که خود تهیه کرده‌ اند پیش می‌ روند. برخی کارگردان‌ها نیز به دکوپاژ کردن فیلم نامه پیش از فیلم برداری اعتقاد ندارند و معتقدند در هنگام فلم برداری است که کارگردان می‌ فهمد فلم نامه‌ ای که در دست دارد باید چگونه ساخته شود. البته معمولاً روش اول، هم مرسوم تر است و هم کارامد تر

اهمیت دکوپاژ

نحوه دکوپاژ، ضرباهنگ فیلم و حال و هوای آن را به تماشاگر منتقل می‌ کند. برای مثال هر چه تقطیع بیشتر باشد، طول نماها کوتاهتر باشد و از زوایای بیشتری فلم برداری صورت گیرد، ضرباهنگ فلم نیز تند تر خواهد بود و این روش معمولاً در فلم‌ های پر زد و خورد، ترسناک و جنگی، روش مناسبی برای القای حس ترس و هیجان به تماشاگر است و یا در فلم‌هایی که کارگردان می‌ خواهد تماشاگر هر چه بیشتر با شخصیت اصلی همراه شود و با چشم او به ماجرا نگاه کند، معمولاً از برداشت‌ های بلند و از حرکت دوربین‌ های طولانی و حتی برای بیشتر کردن این حس از نمای دیدگاه (POV) استفاده می‌ کند

نوع دکوپاژ فیلم به نوعی، نشان دهنده سلیقه بصری و سبک تصویری کارگردان است. برخی کارگردان‌ ها هستند که به برداشت‌های بلند اعتقاد دارند، به این معنی که معتقدند فلم باید تا حد ممکن به تجربه بصری بیننده در عالم واقع نزدیک باشد، به همین خاطر این کارگردان‌ها تا حد ممکن از تقطیع نماها خودداری می‌ کنند، طرفدار نماهای بلند و حرکت دوربین‌ های طولانی اند (این روش در بین کارگردان‌های اروپایی بیشتر مرسوم است). در عین حال برخی از کارگردان‌ها نیز طرفدار نماهای کوتاه و قطع‌ های سریع هستند و معتقدند که باید تجربه بصری جدیدی را به تماشاگر ارائه داد (معمولاً کارگردان‌ هایی که در نظام سینمایی آمریکا کار می‌ کنند بیشتر طرفدار این روشند).

یک نکته بسیار مهم و وظیفه بسیار خطیر بر دوش کارگردان آن است که، او باید به ویژه در تقطیع نماها و نوع اتصال آنها به یکدیگر و در زاویه بندی دوربین، به گونه‌ ای عمل کند که تماشاگر حس پرش و بریدگی نداشته باشد یا به عبارتی او باید احساس کند که فیلم تداوم دارد، زیرا در غیر این صورت ممکن است در اثر این پرش‌ها توجه او از فیلم کنده شود و چون حواسش پرت شده از همراهی با فیلم صرف نظر کند. علاوه بر این، کارگردان باید به گونه‌ ای عمل کند که چشم و ذهن تماشاگر را خسته نکند. به طور خلاصه نماها باید به گونه‌ ای باشند که نه آنقدر کشدار و بی تحرک باشند که خسته کننده به نظر برسند و نه آنقدر کوتاه و سریع که تماشاگر نه تنها اطلاعاتی به دست نیاورد بلکه دچار سرگیجه هم شود. افراط و تفریط به فلم صدمات بسیاری وارد می‌ کند

فلم نامه دکوپاژ شده

ابتدا کارگردان هر سکانس فیلم نامه را به نماهای مختلف (اصطلاحاً پلان) تقسیم می کند (منظور هر برداشت دوربین است یعنی فاصله بین خاموش و روشن کردن دوربین). بعد از آنکه همه فلم نامه به این صورت تقسیم‌ بندی شد. پلان‌ها به ترتیب پشت سر هم قرار می‌ گیرند

حال باید فلم نامه دکوپاژ شده را روی کاغذ نوشت. برای هر پلان صفحه شامل پنج بخش است

شماره سکانس و شماره پلان: باید شماره سکانس و شماره پلان را در جایی بالای هر صفحه هر نما نوشت

نوع پلان: داخلی یا خارجی و محل فلم برداری (به همان صورت که در فلم نامه اصلی است)، همچنین روز فلم برداری با توجه به برنامه‌ ای که برای فلم برداری تهیه شده ، زیرا در این برنامه پلان‌ها به ترتیب فیلم برداری نمی‌ شوند، بلکه برای صرفه جویی در وقت و هزینه‌ ها، پلان‌ هایی که در یک مکان و در یک موضع رخ می‌ دهند را با هم می گیرند

وضعیت صحنه: آنچه را که در هر پلان رخ خواهد داد را می‌ نویسند و در همان قسمت، نوع نما (کلوزاپ، لانگ شات و …) و نوع حرکت دوربین را با علامت‌های اختصاری مشخص می‌ کنند. به این ترتیب که یک خط کسری می‌ کشند و در صورت نوع نما، و در مخرج حرکت دوربین را با علائم اختصاری می‌ نویسند

دیالوگ: دیالوگ‌ هایی را که در این نما بین شخصیت‌ ها رد و بدل خواهد شد را در یک ستون می‌ نویسند

صداها و نوفه‌ها: همه صدا هایی که در سر این صحنه شنیده خواهد شد، مثلاً صدای موتر یا چکیدن قطرات آب یا رادیو و …. می‌ توان در این بخش موسیقی را نیز مشخص کرد که آیا در این پلان موسیقی متن باشد یا نه، ولی معمولاً این کار را نمی‌ کنند و بعد از آنکه فیلم برداری تمام شد دربارهٔ بخش‌هایی که باید موسیقی متن داشته باشند تصمیم گرفته می‌شود

به این ترتیب یک فلم نامه دکوپاژ شده خواهیم داشت

//code.tidio.co/poiwo0vgedadalyqnlpnt4ov60ks2sta.js

رويا_سادات افتخار بزرگ به مردم رنجديده افغانستان رویا سادات، فلم‌ساز برجسته افغانستان در فهرست ده شخصیت تاثیرگذار سال ۲۰۱۷ میلادی در سطح جهان معرفی شد. این گزینش از سوی مجله مشهور فارن پالیسی صورت گرفته است. خانم سادات بنا به گفته مجله فارن پالیسی به دلیل تلاش برای “آوردن داستان زنده‌گی مردم افغانستان روی صحنه” به عنوان یکی از ده شخصیت تاثیرگذار جهان در سال ۲۰۱۷ شناخته شده است. در این فهرست اشخاصی چون امانوئل مکرون، رییس جمهوری فرانسه، جرمی کوربین رهبر حزب کارگر بریتانیا، نیکی هیلی نماینده دایم امریکا در سازمان ملل هم دیده می‌شوند. رویا سادات در هرات تولد شده، همان‌جا مکتب رفته و از دانشکده حقوق فارغ شده است. خانم سادات، فلم‌سازی خود را با ساختن نخستین فلم به نام «سه نقطه» در هرات شروع کرد. او هم‌چنان پنجاه قسمت نخست درامه تلویزیونی رازهای این خانه و سه فصل سریال بهشت خاموش را کارگردانی کرده است. او بنیان‌گذار جشنواره‌ی بین المللی فلم زنان نیز است که پس از برگزاری دو دوره در هرات سال گذشته در کابل برگزار گردید. خانم سادات جوایز بهترین کارگردان در جشنواره‌ی فلم روزنه سال ۲۰۰۴، جشنواره‌ی فلم کولن،‌ آلمان۲۰۰۴، جشنواره‌ی فلم نونس در فرانسه ۲۰۰۵، جایزه‌ی بهترین فلم‌نامه نویس در سال ۲۰۰۷ از طرف ملل متحد و جشنواره‌ی درامه در کوریای جنوبی سال ۲۰۰۸ را در کارنامه خود دارد

دکوپاژ ( Decoupage) 

 
ت، س، د.، آ، و، ک
کارگردان، آموزش، هنر، تعریف سینما، فلم، صدا
{$blog_Body}
 

(هنر هفتم (سینما

+93 781 34 81 64

noori@megalifefilm.com